تدوین مدل «محله بایوفیلیک» به منظور کاربست در طراحی و برنامه‌ریزی شهری

نوع مقاله : علمی - پژوهشی مستقل

نویسندگان

1 استادیار شهرسازی/ دانشگاه شیراز

2 دانشگاه شیراز

چکیده

یکی از رویکردهایی که در سال‌های اخیر در راستای پیوند با طبیعت در حوزه طراحی و برنامه‌‎ریزی شهری مورد توجه بوده است، رویکرد «بایوفیلیا» است. این رویکرد حداکثری، تلفیق همه‌جانبه با ابعاد مختلف محیط طبیعی در شهرها را دنبال می‌کند اما در پژوهش‌های داخلی، به خصوص از خاستگاه دانش شهرسازی کمتر به آن پرداخته شده است.
پژوهش حاضر به دنبال آن است که شاخص‌های این رویکرد را در قالب یک مدل مفهومی، به منظور کاربست در طراحی و برنامه‌ریزی در مقیاس محله‌های شهری، تدوین نماید.
به این منظور، ابتدا ضمن بررسی پژوهش‌های پیشین، شاخص‌های حاصل از «مطالعات کتابخانه‌ای»، پس از تحلیل محتوا، مدل اولیه پژوهش را شکل داد. پس از آن به منظور تکمیل مدل با رویکرد بومی، به روش «دلفی» در سه مرحله، نظرات 11 تن از اساتید صاحب‌نظر در این باب، به کمک پرسشنامه و مصاحبه جمع‌‌آوری گردید. داده‌های حاصل از مرحله اول به کمک تحلیل محتوا و داده‌های حاصل از پرسشنامه با روش‌های توصیفی آماری و استفاده از ضریب توافق کندال مورد تحلیل قرار گرفته است.
تدوین مدل محله بایوفیلیک در پنج بعد «منابع طبیعی»، «محیط مصنوع»، «فعالیت‌ها»، «اجتماع محلی» و «مردم محله»، انجام پذیرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد، بالاترین اتفاق نظر در میان اعضای حلقه دلفی در بعد «منابع طبیعی» وجود دارد. همچنین حفاظت از منابع طبیعی، تلفیق کالبد با طبیعت، حمل و نقل سبز و مشارکت مردم بیشترین توافق را را در میان اعضای حلقه دلفی داشته‌ است. نتایج حاصل از یافته‌ها بیان‌گر آن است که توجه به ابعاد غیرکالبدی محله بایوفیلیک در قالب فرهنگ و آموزش مردم به منظور حفظ، مراقبت و دوستی با طبیعت، ارتقاء «هویت اجتماع محلی، تعاملات و مشارکت اجتماعی در ارتباط با طبیعت» و نیز فراهم آوردن بستری به منظور تعریف و تقویت «فعالیت‌های طبیعت‌محور» در راهبردسازی بومی به منظور تحقق محله بایوفیلیک، بایستی مورد توجه ویژه قرار گیرد.

کلیدواژه‌ها