<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله شهر پایدار</title>
    <link>https://www.jscity.ir/</link>
    <description>مجله شهر پایدار</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 01 Aug 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 01 Aug 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>آینده تحولات فضایی بخش مرکزی کلانشهر تهران</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_247241.html</link>
      <description>بخش مرکزی کلان‌شهر تهران با وجود برخورداری از موقعیت راهبردی، انباشت تاریخی ارزشمند و نقش بی‌بدیل به‌عنوان هویت‌بخش کالبدی-کارکردی پایتخت، با چالش‌های عمیقی همچون فرسودگی کالبدی، ناپایداری جمعیت، افت کارکردهای سکونتی و رکود اجتماعی-اقتصادی دست‌به‌گریبان است. در چنین شرایطی، ظرفیت‌های نهفته در رویکرد اقتصاد سیاسی فضا و اکولوژی اجتماعی شهری می‌تواند محرک بازآفرینی و ساماندهی این محدوده باشد. پژوهش حاضر باهدف شناسایی و اولویت‌بندی نیروهای پیشران مؤثر بر تحولات فضایی آینده بخش مرکزی تهران با تأکید بر ظرفیت‌های نظری و تحلیلیِ دو رویکرد مذکور انجام‌شده است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی-توسعه‌ای و از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی-تحلیلی است که با رویکردی اکتشافی و سناریو نگاری نسبت به شناسایی عوامل و نیروهای پیشران مبادرت نموده است. شناسایی متغیرها با استفاده از روش کتابخانه‌ای و تکنیک‌های پویش محیطی و جمع‌آوری داده‌ها با تکنیک دلفی از ۴۰ نفر از متخصصان و خبرگان منتخب انجام‌شده است. داده‌ها با تکنیک تحلیل ساختاری در نرم‌افزار میک‌مک و سناریو نگاری با نرم‌افزار سناریو ویزارد تحلیل‌شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که در شرایط کنونی، پیشران‌های موردبررسی در بخش مرکزی تهران وضعیت ناپایداری دارند. از بین عوامل کلیدی مؤثر، نیروهای پیشران مرکزیت و تمرکز امکانات، جدایی گزینی اجتماعی و ضعف اقتصادی، شیب اجتماعی شمال-جنوب، تحول نیازها، مهاجرت و حاشیه‌نشینی، سوداگری زمین، مرکزگریزی و خروج قشر متوسط، وجود بازار تاریخی و تراکم کاربری‌های خاص، افزایش ناامنی و محدودیت‌های ترافیکی و ساختمانی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر تحولات بخش مرکزی تهران داشته‌اند. آینده تحولات فضایی کلان‌شهر تهران در پیوند مؤثر و متقابل با این نیروهای پیشران است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل سازی و تحلیل پیامدهای سناریوهای شکوفایی شهری مطالعه موردی شهر کرج</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_195914.html</link>
      <description>سنجش اثرات سناریوها و پیشران ها بر شاخص های کلیدی شکوفایی شهری کرج یک گام اساسی در تبیین سنارویهای شکوفایی شهری کرج است. در این مرحله مشخص می شود هر سناریو و تک تک پیشران چگونه و تا چه اندازه بر شاخص های شکوفایی شهری اثر خواهد گذاشت. همچنین با استفاده از این روش امکان مدل سازی حالت های مختلف پیشرانها و پیامدهای این حالات بر شاخص های شکوفایی شهری وجود خواهد داشت. بر اساس نتایج روش دلفی و پرسشنامه 16  شاخص بعنوان شاخص های کلیدی شکوفایی شهری شناخته شده اند. که در قالب 6 بعد:1-آموزش و عدالت آموزشی 2-برابری جنسیتی 3-سلامت و امید وبه زندگی، 4-رضایت از شغل و درآمد، 5-دسترسی به انرژی و خدمات شهری و 6-دسترسی به فناوری، دسته بندی شدند.  پس از مشخص شدن ابعاد و شاخص های کلیدی، براساس نقشه سناختی فازی تاثیر گذاری سه عدم قطعیت بحرانی و چهار عامل از پیش معین بر شاخص ها و ابعاد کلیدی، با استافده از نرم افزار منتال مدللر مورد سنجش واقع شد. در جدول زیر ابعاد روش نقشه شناختی فازی و کدهای هر کدام نشان داده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی عوامل ارتقای رتبه کلانشهر تهران در رتبه‌بندی‌های جهانی</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_233447.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، رتبه‌بندی‌های جهانی شهرها به ابزاری کلیدی برای سنجش رقابت‌پذیری، جذب سرمایه‌گذاری و جایگاه بین‌المللی شهرها تبدیل شده‌اند. این رتبه‌بندی‌ها با تمرکز بر شاخص‌های مختلفی مانند کیفیت زندگی، پایداری، قدرت اقتصادی و نوآوری، شهرها را در چارچوبی مقایسه‌ای ارزیابی می‌کنند. مبانی نظری این پژوهش بر این اصل استوار است که حکمرانی کارآمد، اقتصاد پایدار، سرمایه انسانی و کیفیت زیرساخت‌های شهری از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر جایگاه شهرها در رتبه‌بندی‌های جهانی هستند.  در این راستا، پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل تطبیقی کیفی - کمی (QCA) به بررسی عوامل مؤثر بر جایگاه تهران در رتبه‌بندی‌های شاخص شهرهای جهانی GCI)) چشم‌انداز جهانی شهرها (GCO)، شاخص رقابت‌پذیری شهری جهان (GUCR) و شاخص زیست‌پذیری جهانی (GlI) پرداخته است. داده‌های این پژوهش از منابع معتبر بین‌المللی گردآوری شده و بر اساس روش مقایسه‌ای با شهرهای پیشرو تحلیل شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که تهران در شاخص‌های کلیدی مانند حکمرانی (00/0)، محیط‌زیست (167/0)، نوآوری (33/0) و رفاه فردی (31/0) عملکرد نامطلوبی دارد که منجر به رتبه 156 از 156 در GCO و 163 از 172 در GlI شده است. تحلیل QCA نشان داد که اقتصاد پایدار، نوآوری و زیرساخت‌های کارآمد عوامل کلیدی موفقیت در رقابت‌پذیری شهری هستند. در مقابل، ضعف در حکمرانی، سیاست‌های اقتصادی ناکارآمد و کیفیت پایین زندگی شهری، چالش‌های اصلی تهران در ارتقای جایگاه جهانی آن محسوب می‌شوند. براین‌اساس، بهبود وضعیت تهران در رتبه‌بندی‌های جهانی مستلزم اصلاحات اساسی در حکمرانی، توسعه اقتصاد دانش‌بنیان، بهبود زیرساخت‌ها و ارتقای کیفیت زندگی شهری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گونه شناسی گذرهای تاریخی شیراز در راستای ارتقاء آسایش اقلیمی</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_240695.html</link>
      <description>در پی افزایش دمای محیطی و تشدید تنش‌های اقلیمی در فضاهای باز شهری، به‌ویژه در بافت‌های تاریخی، توجه به مقوله آسایش اقلیمی به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های کلیدی طراحی پایدار اهمیت فزاینده‌ای یافته است. گذرهای تاریخی، به‌عنوان ساختارهای اصلی حرکت و تعامل اجتماعی در شهرهای سنتی، به‌واسطه ویژگی‌های کالبدی خاص خود، در برابر تغییرات اقلیمی آسیب‌پذیرند. پژوهش حاضر با هدف گونه‌شناسی گذرهای تاریخی شهر شیراز و تحلیل تطبیقی آن‌ها از منظر آسایش اقلیمی صورت گرفته است. ابتدا با بررسی منابع نظری و اسناد معتبر، شاخص‌های مؤثر بر آسایش حرارتی در فضای باز استخراج شد. سپس با مطالعه میدانی، ۱۲ گذر منتخب از بافت تاریخی شیراز شناسایی و بر اساس جهت‌گیری، فرم فضایی و ویژگی‌های کالبدی در چهار گونه اصلی دسته‌بندی گردید. از هر گونه، یک نمونه گذر (سنگ سیاه، هفت‌پیچ، شازده منصور و امامزاده زنجیری) برای مدل‌سازی و شبیه‌سازی اقلیمی در نرم‌افزار ENVI-met انتخاب شد. پنج شاخص کلیدی شامل دمای بالقوه هوا، میانگین دمای تابشی، رطوبت نسبی، سرعت باد و شاخص UTCI در ساعت ۱۴ تابستان، در ارتفاع 4/1 متری، مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد گذر شازده منصور با برخورداری از فرم نیمه‌محصور، نسبت عرض به ارتفاع مناسب و حضور سایه‌بان‌ها و جریان مطلوب هوا، بهترین شرایط اقلیمی را داراست. در مقابل، گذر سنگ سیاه و امامزاده زنجیری به‌دلیل بازشدگی زیاد، فقدان عناصر سایه‌انداز و تهویه نامطلوب، ضعیف‌ترین وضعیت آسایش حرارتی را تجربه می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدیریت ریسک سیلاب و رواناب شهری در ایران: یک مرور نظام‌مند</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_244183.html</link>
      <description>افزایش شدت مخاطرات ناشی از سیلاب و رواناب شهری در ایران تحت تأثیر تغییر اقلیم و گسترش شهرنشینی، ضرورت بازنگری در رویکردهای مدیریت ریسک را دوچندان کرده است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف ارائه تصویری جامع از وضعیت دانش موجود، به مرور نظام‌مند مطالعات مرتبط با مدیریت ریسک سیلاب و رواناب شهری در ایران پرداخته است. این مطالعه با رویکردی آمیخته (کمی–کیفی) و بر اساس چارچوب PRISMA انجام شد و در نهایت 67 مطالعه منتخب از پایگاه‌های علمی داخلی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد که ادبیات موجود عمدتاً تحت سلطه رویکردهای فنی و مدل‌محور، به‌ویژه مدل‌های هیدرولوژیکی و هیدرولیکی و روش‌های پهنه‌بندی مبتنی بر GIS و تصمیم‌گیری چندمعیاره است. در مقابل، ابعاد اجتماعی، نهادی و اکولوژیکی ریسک سیلاب، از جمله آسیب‌پذیری و مواجهه، کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. همچنین، ناهمگونی در مقیاس‌های مطالعه، داده‌های ورودی و سطح اعتبارسنجی از ویژگی‌های بارز این حوزه است، به‌طوری‌که بخش قابل‌توجهی از مطالعات فاقد اعتبارسنجی مناسب بوده‌اند. اگرچه نشانه‌هایی از ورود رویکردهای نوین مانند یادگیری ماشین و راهکارهای مبتنی بر طبیعت مشاهده می‌شود، اما این رویکردها هنوز به‌صورت نظام‌مند در چارچوب‌های تحلیلی ادغام نشده‌اند. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که ادبیات مدیریت سیلاب شهری در ایران همچنان در چارچوب یک پارادایم مهندسی–فنی باقی مانده و نیازمند گذار به سمت رویکردهای یکپارچه، چندبعدی و بین‌رشته‌ای است که بتوانند مؤلفه‌های فیزیکی، اجتماعی و اکولوژیکی را به‌صورت هم‌زمان در تحلیل و مدیریت ریسک سیلاب شهری لحاظ کنند. این پژوهش از نظر نظری به توسعه چارچوب‌های یکپارچه در تحلیل ریسک سیلاب شهری کمک می‌کند و از نظر عملی می‌تواند مبنایی برای بهبود سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی شهری در جهت افزایش تاب‌آوری در برابر سیلاب باشد.

.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ادراک شهروندان از محیطهای پاسخده شهری و نقش آن در تعلق مکانی (نمونه موردی محلات شهر ایذه)</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_246502.html</link>
      <description>چکیده:
زمینه: این پژوهش با هدف تحلیل ادراک شهروندان از محیطهای پاسخده شهری و بررسی تأثیر آن بر تعلق مکانی در محلات پانزده‌ گانه شهر ایذه انجام شده است.
هدف: مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی بوده و داده‌ ها به صورت میدانی جمع‌ آوری گردیده ‌اند. روایی پرسشنامه به‌ صورت صوری و محتوایی تأیید شده و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 77/0 قابل قبول گزارش شده است. جامعه آماری شامل 400 نفر بوده که به روش نمونه ‌گیری تصادفی ساده انتخاب شده‌ اند.
روش: تحلیل داده‌ ها با استفاده از مدل‌ سازی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر انجام شد.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بین کیفیت کالبدی و فضایی محیط شهری، امنیت، رضایت از زندگی، مشارکت اجتماعی و مسئولیت پذیری با حس تعلق مکانی رابطه ‌ای مثبت و معنادار وجود دارد. متغیرهای امنیت و رضایت از زندگی (337/0= β، 918/6=t) و مشارکت اجتماعی (285/0= β، 208/6=t)
  بیشترین نقش را در تقویت تعلق مکانی ایفا کردند. همچنین کیفیت کالبدی و فضایی شهری با ضریب مسیر 202/0 تأثیر معناداری داشت، در حالی که طراحی شهری و زیبایی ‌شناسی تأثیر مستقیم معنا داری بر تعلق مکانی نداشت (055/0=P) تفاوت‌ های معنا داری نیز بین دیدگاه‌ های زنان و مردان در ارزیابی ابعاد محیط شهری مشاهده شد. شاخص‌های برازش مدل، اعتبار و کفایت مدل را تأیید کردند. این پژوهش بر اهمیت توجه به ابعاد کالبدی، اجتماعی و روانی محیط شهری در تقویت حس تعلق مکانی تأکید دارد و پیشنهاد هایی برای ارتقاء کیفیت محیطهای پاسخده شهری ارائه می کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر ساختار شکل عناصر و اجزای کالبدی بازار تاریخی قزوین بر هویت مکان</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_246504.html</link>
      <description>بازارهای تاریخی ایران افزون بر کارکرد اقتصادی، از مهم‌ترین بسترهای شکل‌گیری هویت مکان به شمار می‌آیند. بازار تاریخی قزوین نیز به‌واسطه سازمان فضایی، نظام حرکتی و ساختار کالبدی خود، نمونه‌ای شاخص در بازتولید هویت مکانی محسوب می‌شود. هدف این پژوهش، تبیین تأثیر ساختار شکلی بازار قزوین بر هویت مکان با تأکید بر سه مؤلفه تعاملات اجتماعی، قلمرو مکانی و حساسیت بصری است. پژوهش با رویکرد کیفی، تحلیلی–تفسیری و بر پایه چارچوب ساختار شکلی هردگ انجام شد. داده‌ها از طریق مطالعات اسنادی، برداشت‌های میدانی، تحلیل پلان‌ها و خوانش هفت‌محوری ساختار شکل در چهار گره شاخص بازار شامل چهارسوق کوچک، چهارسوق بزرگ، میدان سعادت و گرده بازار گردآوری شدند. به‌منظور افزایش اعتبار یافته‌ها، نتایج حاصل با بهره‌گیری از تحلیل نحو فضا (Space Syntax) و تحلیل گراف دیداری (VGA) در نرم‌افزار Depthmap و بر اساس شاخص‌های Global Integration، Local Integration، Choice، Connectivity و Visual Integration ارزیابی و راستی‌آزمایی شد. یافته‌ها نشان دادند که چهارسوق کوچک در تقویت تعاملات اجتماعی خرد و هویت محلی، چهارسوق بزرگ در ایجاد مرکزیت نمادین و انسجام فضایی، میدان سعادت در سازمان‌دهی تعاملات و خوانایی در مقیاس شهری و گرده بازار در پیونددهی شبکه فضایی و تداوم جریان‌های اجتماعی نقش محوری دارند. همچنین بیشترین هم‌پوشانی میان چارچوب هردگ و شاخص‌های نحوی و دیداری در محورهای مرکزی و عملکردی، حرکتی و دسترسی، دیداری و رابط فضایی مشاهده شد. در نتیجه، هویت مکان در بازار تاریخی قزوین حاصل برهم‌کنش ساختار شکلی، سازمان فضایی، الگوهای حرکتی و ادراک دیداری است و از طریق هم‌افزایی میان فرم، عملکرد و معنا بازتولید می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استخراج مؤلفه های مؤثر بر پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی نمونه موردی: بندرعباس</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_246505.html</link>
      <description>رشد سریع جمعیت شهری و توسعه‌ی بی‌رویه ساخت‌وساز در شهرهای جنوبی ایران، ضرورت توجه به شاخص‌های پایداری اجتماعی در طراحی مجتمع‌های مسکونی را دوچندان کرده است. بندرعباس به‌عنوان یکی از شهرهای پرتراکم جنوب کشور با چالش‌هایی همچون افت کیفیت زندگی، ضعف تعاملات اجتماعی و کاهش رضایتمندی کیفی ساکنان مواجه است. این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفه‌های مؤثر بر پایداری اجتماعی در مجتمع‌های مسکونی بندرعباس و ارائه راهکارهای طراحی بر مبنای آن انجام شد. روش تحقیق پیمایشی بوده و داده‌ها از طریق توزیع پرسشنامه میان ۳۸۴ نفر از ساکنان چهار مجتمع مسکونی واقع در بندرعباس گردآوری شد. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS و آزمون‌های مختلفی مانند همبستگی پیرسون، آنووا و رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد علیرغم وجود رابطه معنادار  میان پنج مؤلفه‌ «مشارکت اجتماعی»، «رضایتمندی کیفی »، «هویت اجتماعی»، «احساس امنیت» و «دسترسی به خدمات و زیرساخت»، در آزمون همبستگی(P-value&amp;amp;lt;0.05) در تحلیل‌های آنووا تنها مؤلفه‌ی امنیت دارای تفاوت معنادار میان گروه‌های پاسخ‌دهنده بوده است(sig= 0.12, F=3.72). تحلیل رگرسیون برخلاف نتیجه اخیر بر اهمیت مشارکت اجتماعی(sig= 0.00, T=0.643) و رضایتمندی کیفی(sig= 0.00, T=0.483) تأکید داشت که نشان می‌ دهد اگر چه میزان امنیت بر پایداری اجتماعی مؤثر می‌باشد ولی مشارکت اجتماعی و رضایتمند کیفی عوامل تعیین‌کننده در پایداری اجتماعی بوده‌اند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که افزایش میزان رضایت ساکنان از کیفیت و امکانات مسکن و همچنین تقویت مشارکت اجتماعی، نقش مؤثرتری در ارتقای پایداری اجتماعی مجتمع‌های مسکونی مورد مطالعه دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش شهرداری الکترونیک دربهبود حکمروایی شهری (مطالعه موردی: شهر ملایر)</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_247068.html</link>
      <description>تحقق شهر الکترونیک علاوه بر ایجاد الگویی نوین در سطح شهرها، دسترسی شهروندان و مدیران را به خواسته های یک جامعه شهری توسعه یافته، خلاق، پاک، فرهنگی و دانش محور فراهم می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش شهرداری الکترونیک در بهبود حکمروایی شهری شهر ملایر انجام شده است. این مطالعه از نوع کاربردی-توسعه‌ای با رویکرد توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل شهروندان، کارشناسان و مدیران شهرداری، اعضای شورای شهر و کارشناسان فناوری اطلاعات شهر ملایر است که بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه ۳۸۴ نفر تعیین گردید. داده‌ها از طریق پرسشنامه استاندارد و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و SmartPLS و مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) تحلیل شدند. پایایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. یافته‌ها نشان داد که استقرار شهرداری الکترونیک تأثیر مثبت و معناداری بر ابعاد حکمروایی شهری دارد. بیشترین تأثیر آن بر «کارآمدی مدیریتی» (ضریب مسیر ۰.۷۱) و پس از آن «شفافیت» (۰.۶۵) و «رضایت شهروندی» (۰.۵۸) بود. همچنین، شهرداری الکترونیک پتانسیل قابل‌توجهی برای افزایش «مشارکت شهروندان» در تصمیم‌گیری‌های شهری دارد (ضریب مسیر ۰.۶۳). با این حال، تحلیل موانع نشان داد که مهم‌ترین چالش‌ها، ماهیت انسانی و نهادی دارند؛ به‌طوری که «ضعف مهارت‌های کارکنان»، «کمبود نیروی متخصص IT »»،و «عدم یکپارچگی سیستم‌های اطلاعاتی» در اولویت‌های نخست قرار دارند. نتایج نشان داد که برای تحقق حکمروایی مطلوب شهری، تمرکز صرف بر زیرساخت‌های فنی کافی نیست. شکاف موجود در شفافیت مالی و مشارکت واقعی شهروندان، نیازمند تغییر رویکرد از توسعه زیرساخت به سمت توانمندسازی سرمایه انسانی، یکپارچه‌سازی نرم‌افزارها و تقویت سازوکارهای نظارتی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین وضعیت تاب‌آوری محلات شهری تهران در دوران پاندمیک و پساپاندمیک: تحلیل تفاوت‌های فضایی با رویکرد آمیخته اکتشافی- تبیینی</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_247411.html</link>
      <description>پاندمی کووید-۱۹ آسیب‌پذیری‌های پنهان سیستم‌های شهری را آشکار و ضرورت بازاندیشی در شهرسازی را نمایان کرد. پژوهش حاضر با هدف تبیین تاب‌آوری محلات تهران در دوران پاندمیک و پساپاندمیک و تحلیل تفاوت‌های فضایی میان خوشه‌های جغرافیایی انجام شده است. این پژوهش کاربردی از روش آمیخته اکتشافی-تبیینی بهره برد. داده‌ها از طریق اطلاعات ثانویه، پرسشنامه ۲۴۵ نفر در ۱۵ محله و مصاحبه با ۲۲ نفر از ساکنان، مدیران و متخصصان گردآوری شد. برای تحلیل داده‌ها از روش‌های آماری (تحلیل عاملی، واریانس، توکی) و تحلیل مضمون استفاده گردید.
یافته‌ها نشان داد میانگین تاب‌آوری محلات تهران در دوران پاندمیک ۲.۸۳ از ۵ است که وضعیتی متوسط رو به پایین را نشان می‌دهد. نتایج، شکاف فضایی معناداری میان خوشه شمال (۳.۳۱) و جنوب (۲.۵۰) را تأیید و الگوی دوپارگی فضایی در تهران را اثبات کرد. بعد نهادی-مدیریتی با وجود برخورداری از بیشترین وزن تبیینی (۲۱.۷ درصد)، پایین‌ترین امتیاز را کسب کرد و به‌عنوان گلوگاه اصلی تاب‌آوری شناسایی شد. یافته‌های کیفی، «مدیریت بحران» و «شبکه‌های اجتماعی محلی» را مهم‌ترین عوامل مؤثر دانستند.
در دوران پساپاندمیک، میانگین تاب‌آوری به ۳.۱۸ افزایش یافت، اما نابرابری فضایی همچنان تداوم داشت. نتایج نشان می‌دهد تاب‌آوری محلات تهران پدیده‌ای مکان‌مند و وابسته به کیفیت حکمرانی محلی است؛ بنابراین ارتقای آن مستلزم تقویت ظرفیت‌های نهادی و کاهش نابرابری‌های فضایی است. این پژوهش بر اهمیت عدالت فضایی تأکید دارد تا در بحران‌های آتی، تاب‌آوری عمومی متوازن گسترش یابد. توجه به ساختار محله‌محور در مدیریت بحران، گامی کلیدی برای پایداری شهری است.
کلیدواژه‌ها: تاب‌آوری محلات شهری، پاندمی کووید-۱۹، نابرابری فضایی، پساپاندمی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی طراحی واحدهای همسایگی پایدار در مواجهه با بحران‌های بهداشتی: رویکردی مبتنی بر سلامت و تاب‌آوری</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_248070.html</link>
      <description>Recent health crises, especially the COVID-19 pandemic, have highlighted the need to review the principles of neighborhood design with an emphasis on promoting health, resilience, and urban sustainability. Despite the proliferation of related studies, a coherent framework for integrating health, resilience, and physical quality dimensions into neighborhood design has not yet been presented. Therefore, the present study aimed to explain the design pattern of sustainable neighborhood units in the face of health crises. This research was conducted with an applied purpose and a qualitative approach based on content analysis. Data were collected through semi-structured interviews with residents and experts in the fields of architecture, urban development, and urban planning and continued until theoretical saturation was achieved. Data analysis was conducted based on Brown and Clark&amp;amp;#039;s six-step method and using MAXQDA software. The findings showed that the sustainable neighborhood design model is based on five main themes, including physical health, mental health, social health, neighborhood resilience, and design strategies, which were extracted from a set of sub-themes and initial codes. The results indicate that improving the quality of the indoor environment, developing open and semi-open spaces, the quality of social capital, increasing access to neighborhood services, physical flexibility, and pedestrianization are the most important strategies for improving the resilience of neighborhood units against health crises. The innovation of the research lies in providing an analytical framework for systematically linking stakeholder experiences, extracted themes, and health-oriented design strategies towards realizing a sustainable city.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی فرم شهر برای همه: مدل ارتقای کیفیت ایمنی سواره و پیاده در شهر مطالعه موردی: محله پارک ملت مشهد</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_248214.html</link>
      <description>زمینه و هدف: افزایش تصادفات شهری و آسیب‌پذیری عابران پیاده، ضرورت بازنگری در ارتباط میان فرم شهری و ایمنی ترافیک را آشکار ساخته است. پژوهش حاضر با هدف ارائه راهنمای طراحی فرم شهری مبتنی بر شواهد مکانی، به دنبال ارتقای کیفیت ایمنی سواره و پیاده در محله پارک ملت مشهد است.
روش‌شناسی: این پژوهش کاربردی با رویکرد آمیخته (کمی-کیفی) انجام شد. جامعه آماری شامل ۲۷۷ فقره تصادف ثبت‌شده در بازه زمانی ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ بود. داده‌های مکانی و ترافیکی با استفاده از نرم‌افزار ArcMap تحلیل شدند. برای سنجش وضعیت محله، ۵۳ شاخص در قالب پنج نظام طراحی شهری (کاربری و فعالیت، حرکت و دسترسی، فرم کالبدی، منظر شهری، عرصه‌های همگانی) با بهره‌گیری از مشاهدات میدانی، اسناد فرادست و تحلیل همپوشانی مکانی تصادفات ارزیابی گردید.
یافته‌ها: بیش از ۵۰ درصد از مجروحان تصادفات را عابران پیاده تشکیل می‌دادند. برخلاف یافته‌های مطالعات خارجی، معابر عریض (۳۰-۳۸ متر) با ۷۶ درصد تصادفات، تراکم جمعیتی بالا (۲۵۰-۳۰۰ نفر در هکتار) و مجاورت با پارک ملت (تمرکز ۵۳ درصد از تصادفات عابر پیاده) به طور مستقیم با کاهش ایمنی همراه بودند. همچنین، وجود کاربری‌های مختلط و خرده‌فروشی‌های خطی در لبه‌های شمالی و شرقی، و تمرکز تابلوهای تبلیغاتی (۷۰ درصد از ۹۵ تابلو) با افزایش تصادفات ارتباط معنادار داشت. در مقابل، کاربری غالب مسکونی در بافت داخلی، معابر باریک (۱۲-۱۴ متر) و تراکم بالای ساختمانی با افزایش ایمنی همراه بودند.
نتیجه‌گیری: فرم شهری در محله پارک ملت، نقشی تعیین‌کننده و گاه معکوس نسبت به پارادایم‌های رایج جهانی در ایمنی ترافیک ایفا می‌کند. الگوی شبکه معابر عریض و سریع در مجاورت عرصه‌های همگانی پرمخاطب، مهم‌ترین عامل کاهش ایمنی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توانمندسازی محلی به‌مثابه ساز وکار میانجی در بازآفرینی شهری: مطالعه موردی بافتهای فرسوده همدان</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_248382.html</link>
      <description>بازآفرینی شهری در بافت‌های فرسوده، به‌ویژه در کشورهای کمترتوسعه‌یافته، صرفاً با مداخلات کالبدی یا مشارکت نمادین ساکنان به نتایج پایدار منجر نمی‌شود و نیازمند شناخت سازوکارهای اجتماعی و نهادی مؤثر بر موفقیت طرح‌هاست. هدف این پژوهش تبیین نقش توانمندسازی محلی به‌عنوان سازوکار میانجی در رابطه میان مشارکت پویا، سرمایه اجتماعی و موفقیت بازآفرینی شهری در بافت‌های فرسوده شهر همدان است. پژوهش با رویکرد کمّی-تحلیلی و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) انجام شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه از 412 نفر از ساکنان سه محله فرسوده همدان گردآوری و با نرم‌افزار SmartPLS تحلیل شدند. همچنین، برای تفسیر بهتر یافته‌ها، از شواهد کیفی حاصل از مصاحبه‌های عمیق و بررسی تجربیات شوراهای محله‌ای استفاده شد.
نتایج نشان داد مشارکت پویا (β=0.28) و سرمایه اجتماعی (β=0.31) اثر مستقیم و معناداری بر موفقیت بازآفرینی شهری دارند. افزون بر این، توانمندسازی محلی نقش میانجی‌گر جزئی و معناداری در این روابط ایفا می‌کند؛ به‌گونه‌ای که بخشی از اثر متغیرهای پیش‌بین از طریق تقویت توانمندسازی به موفقیت بازآفرینی منتقل می‌شود. مقدار R2=0.41 نیز بیانگر کفایت مناسب مدل است. یافته‌های کیفی نشان داد در محله‌هایی با سازوکارهای مشارکتی نهادینه‌تر، ساکنان نقش مؤثرتری در بازطراحی طرح‌ها داشته‌اند.
پژوهش حاضر توانمندسازی محلی را نه صرفاً یک پیامد اجتماعی، بلکه سازوکاری نهادی-اجتماعی در فرآیند بازآفرینی شهری معرفی می‌کند. بر این اساس، موفقیت بازآفرینی مستلزم تقویت مشارکت مستمر، سرمایه اجتماعی و انتقال بخشی از قدرت تصمیم‌گیری به سطح محلی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تحولات کالبدی در چارچوب راهبردهای مدیریت گسترش فیزیکی شهر (مورد مطالعه: منطقه 22 شهر تهران)</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_250233.html</link>
      <description>رشد شتابان جمعیت و گسترش فیزیکی پهنه‌های شهری، تحولات کالبدی را به فرآیندی پیچیده و متأثر از سیاست‌گذاری‌های زمین بدل ساخته است. منطقه ۲۲ شهر تهران به عنوان قطب جدید توسعه پایتخت، پویایی‌های فضایی منحصربه‌فردی را تجربه می‌کند. این پژوهش با هدف تحلیل تحولات کالبدی منطقه ۲۲ در چارچوب راهبردهای مدیریت گسترش فیزیکی شهر انجام شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش کمّی است. فضاهای ساخته‌شده شهری در سه مقطع زمانی ۱۳۸۵، ۱۳۹۵ و ۱۴۰۳ از طریق تفسیر بصری  در محیط GEP استخراج شدند. سپس به منظور تفکیک سهم عوامل از مدل هلدرن و برای تحلیل ساختار سیمای سرزمین از متریک‌های فضایی استفاده شد. نتایج مدل هلدرن در دوره اول (۱۳۸۵-۱۳۹۵) نشان داد که جمعیت با سهم حدود 128درصدی، محرک اصلی بارگذاری‌های کالبدی بوده و سرانه زمین 28- درصد کاهش یافته است؛ با این حال، تحلیل متریک‌های فضایی آشکار ساخت که این توسعه به دلیل افزایش پیچیدگی اشکال و ناپیوستگی پچ‌ها، فاقد هدایت ساختاری و راهبرد مشخص بوده است. در دوره دوم (۱۳۹۵-۱۴۰۳)، هرچند محاسبات هلدرن سهم مثبت 15 درصدی را برای فاکتور سرانه زمین نشان داد، اما تطبیق آن با متریک‌های فضایی مانند روند کاهشی شاخص‌های Shape-MN و ENN-MN بیانگر آن است که مصرف اراضی جدید نه به صورت پراکنده‌رویی، بلکه در قالب توسعه درون‌زا و بارگذاری در فضاهای خالی داخلی با فرمی منظم‌تر صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که ساختار کلان منطقه ۲۲ در میان‌مدت توانسته است در مهار پراکنده‌رویی افقی و انطباق با مقدمات پارادایم رشد هوشمند شهری موفق عمل نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پهنه‌بندی خطر زلزله با تأکید بر مؤلفه‌های توسعه شهری مطالعه موردی: شهر زنجان</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_250408.html</link>
      <description>زمینه و هدف: شهر زنجان به دلیل قرارگیری در زون تکتونیکی فعال و نزدیکی به گسل‌های سلطانیه و شمال زنجان، همراه با شتاب توسعه شهری در دهه‌های اخیر، در معرض خطر بالای لرزه‌ای قرار دارد. پژوهش حاضر با هدف پهنه‌بندی خطر زلزله در زنجان با تأکید بر مؤلفه‌های توسعه شهری و سنجش میزان آسیب‌پذیری کالبدی و فضایی انجام شده است. 
روش‌شناسی: این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی است. جهت ارزیابی آسیب‌پذیری، ۵ معیار اصلی  و ۲۱ زیرمعیار بر اساس مبانی نظری و نظر ۲۰ نفر از خبرگان  استخراج گردید. وزن‌دهی معیارها با فرآیند تحلیل شبکه‌ای (ANP) و استخراج سوپرماتریس حد انجام شد. لایه‌های مکانی در محیط ArcGIS با توابع عضویت فازی استانداردسازی شده و با ابزار Raster Calculator تلفیق شدند. 
یافته‌ها: نتایج ANP نشان داد که معیار کالبدی-ساختمانی با وزن ۴۱٫۸۳۹ درصد و معیار طبیعی با وزن ۲۲٫۱۵۰ درصد بیشترین تأثیر را در آسیب‌پذیری لرزه‌ای زنجان دارند. ارزیابی مساحتی پهنه‌بندی کلی خطر نشان داد که ۱۸٫۴ درصد از مساحت شهر در پهنه با خطر بسیار بالا، ۳۲٫۱ درصد در پهنه خطر بالا، ۲۸٫۵ درصد در پهنه خطر متوسط و ۲۱٫۰ درصد در پهنه خطر کم تا بسیار کم قرار دارند. نواحی جنوب، غرب  و شمال‌شرق ناایمن‌ترین بخش‌های شهر هستند. 
نتیجه‌گیری: تحلیل پیوسته فضایی نشان می‌دهد آسیب‌پذیری زنجان الگویی لکه‌ای و ناهمگون دارد. جهت ارتقای تاب‌آوری شهری، تدوین ضوابط سخت‌گیرانه ساخت‌وساز در توسعه‌های جدید شمال‌شرق و بازآفرینی کالبدی بافت‌های فرسوده مرکزی و جنوبی الزامی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهینه‌سازی هوشمند مسیر جمع‌آوری پسماند شهری با استفاده از یادگیری ماشین و الگوریتم ژنتیک چندهدفه (مطالعه موردی: شهر تبریز)</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_250447.html</link>
      <description>با افزایش جمعیت و گسترش فیزیکی کلان‌شهرها، مدیریت کارآمد پسماند شهری به یکی از چالش‌های جدی زیست‌محیطی، اقتصادی و مدیریتی بدل شده است. در این میان، مرحله جمع‌آوری و حمل پسماند، سهم عمده‌ای از هزینه‌ها و انرژی مصرفی را به خود اختصاص می‌دهد. ناکارآمدی در تخصیص مسیرهای جمع‌آوری، منجر به اتلاف منابع، افزایش مصرف سوخت، آلودگی بیشتر و اختلال در ارائه خدمات شهری می‌شود. این پژوهش با هدف ارائه چارچوبی هوشمند و واقع‌گرایانه برای بهینه‌سازی چندهدفه مسیر ناوگان جمع‌آوری پسماند در شهر تبریز انجام شده است.در این راستا، ابتدا شبکه حمل‌ونقل شهری بر اساس داده‌های نقشه متن باز مدل‌سازی شد و سطل‌های پسماند و مراکز دفن به‌صورت دقیق مکان‌مند شدند. سپس پایگاه داده‌ای جامع شامل هزاران سناریوی تخصیص ایجاد شد و با استفاده از شبکه‌های عصبی پرسپترون چندلایه، مدلی برای تخمین هزینه‌های عملیاتی (مسافت، زمان و سوخت مصرفی) توسعه یافت. در مرحله بعد، الگوریتم ژنتیک چند هدفه  برای بهینه‌سازی هم‌زمان سه تابع هدف یادشده به کار گرفته شد و مجموعه‌ای از پاسخ‌های غیرمغلوب در قالب جبهه پارتو تولید گردید.نتایج تجربی نشان داد مدل پرسپترون با دقت بالا قادر به پیش‌بینی هزینه‌ها است (R² بیش از 0.96 در برخی شاخص‌ها) و به‌کارگیری الگوریتم ژنتیک چند هدفه موجب کاهش چشمگیر در شاخص‌های عملیاتی گردید؛ به‌گونه‌ای که مصرف سوخت تا 43٪، زمان عملیات تا 35٪ و مسافت پیمایش تا 35٪ کاهش یافت. این پژوهش اثبات می‌کند که ترکیب یادگیری ماشین و بهینه‌سازی تکاملی می‌تواند راهکاری مؤثر برای مدیریت پسماند هوشمند و پایدار در کلان‌شهرها فراهم آورد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
