<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مجله شهر پایدار</title>
    <link>https://www.jscity.ir/</link>
    <description>مجله شهر پایدار</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 10 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 10 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیلی بر ادراک شهروندان از کاربردهای هوش مصنوعی در مدیریت شهری مطالعه موردی: شهر مشهد</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_229456.html</link>
      <description>هوش مصنوعی به‌عنوان یکی از فناوری‌های کلیدی عصر دیجیتال، ظرفیت‌های گسترده‌ای برای ارتقای کیفیت خدمات شهری و بهبود فرآیندهای مدیریت بحران فراهم ساخته است. این فناوری با قابلیت تحلیل کلان داده‌ها، پردازش لحظه‌ای و پیش‌بینی دقیق، می‌تواند به کاهش هزینه‌ها، افزایش سرعت تصمیم‌گیری و کارآمدی خدمات عمومی منجر شود. بااین‌وجود، نگرانی‌هایی نظیر نقض حریم خصوصی، امنیت داده‌ها، وابستگی بیش‌ازحد به سامانه‌های هوشمند و تهدیدات شغلی، ابعاد تازه‌ای از چالش‌های اجتماعی و فرهنگی را پدید آورده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی ادراک عمومی شهروندان کلان‌شهر مشهد نسبت به کاربردهای هوش مصنوعی در دو حوزه خدمات شهری و مدیریت بحران طراحی و اجرا گردید. مطالعه بر چهار سازه اصلی شامل &amp;amp;laquo;تهدیدات ادراک‌شده&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;راحتی و اعتماد&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کاربرد در خدمات شهری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نقش در مدیریت بحران&amp;amp;raquo; متمرکز شد. داده‌ها در سال ۱۴۰۳ از طریق پیمایش مقطعی و با بهره‌گیری از پرسش‌نامه لیکرت ۷ درجه‌ای گردآوری شد و پس از غربال‌گری، ۳۸۰ پاسخ معتبر مورد تحلیل قرار گرفت. روایی ابزار از طریق مرور مبانی نظری و پایایی آن با آلفای کرونباخ بالای 8/0 تأیید گردید. نتایج تحلیل عاملی و رگرسیون چند متغیره نشان داد که چهار عامل مذکور توانستند ۶۸ درصد از واریانس ادراک عمومی را تبیین کنند. یافته‌ها نشان دادند که هرچند کاربردهای هوش مصنوعی در خدمات شهری و مدیریت بحران با استقبال مثبت همراه بوده است، اما نگرانی‌های جدی در زمینه نقض حریم خصوصی، خطاهای احتمالی پزشکی و پایداری سامانه‌ها همچنان برجسته‌اند. همچنین، تجربه عملی با هوش مصنوعی، اعتماد کاربران را افزایش داد اما رضایت از خدمات شهری را کاهش داد و متغیرهای دموگرافیک اثر معناداری نداشتند. در نتیجه، برای تقویت پذیرش پایدار هوش مصنوعی، ارتقای زیرساخت‌های فنی، شفاف‌سازی الگوریتم‌ها، آموزش‌های ارتقادهنده سواد فناورانه و سیاست‌گذاری عادلانه متناسب با عدالت اجتماعی ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش شکوفایی شهری از منظر الگوی توزیع عملکردها در ساختار فضایی شهر مطالعه موردی: شهر جدید سهند</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_243696.html</link>
      <description>شکوفایی شهری یکی از پارادایم‌های جدید پایداری است که برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد در سال 2012 مطرح کرده است. عوامل مختلفی تبیین‌کننده مفهوم شکوفایی شهری می‌باشند که یکی از مهم‌ترین این عوامل ساختار فضایی شهر از منظر الگوی توزیع متعادل عملکردها می‌باشد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی شکوفایی شهری از منظر الگوی توزیع عملکردها در ساختار فضایی شهر جدید سهند نگارش شده است. روش تحقیق در مطالعه حاضر کمی با هدف کاربردی و ماهیت تحلیل فضایی می‌باشد که در راستای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات از مدل ضریب مکانی (LQ) و همچنین ابزار بافر، بیضی انحراف معیار، مرکز متوسط، شاخص نزدیک‌ترین همسایه و رگرسیون جغرافیایی وزنی در نرم‌افزار GIS استفاده‌شده است. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که مساحت محیط ساخته‌شده در شهر سهند 8269847 مترمربع می‌باشد که از این مقدار بر اساس دسترسی به عملکردهای اصلی، 21/14 درصد در شرایط مطلوب، 05/26 درصد در شرایط مطلوبیت نسبی، 85/24 درصد در شرایط متوسط و 89/34 درصد در شرایط نامطلوب قرار داشته‌اند. همچنین نتایج حاصل از آزمون شاخص نزدیک‌ترین همسایه نشان از توزیع خوشه‌ای عملکردها در سطح شهر جدید سهند دارد. بر اساس رویکرد ضریب مکانی نیز تمرکزگرایی شدید با محوریت فاز 1 و ناحیه 1-1 در شهر جدید سهند حاکم می‌باشد. بر مبنای مدل رگرسیون جغرافیایی وزنی می‌توان گفت که مطلوب‌ترین رابطه بین عملکردها با جمعیت مربوط به ناحیه 1-1 1 است. در نهایت می‌توان عنوان کرد که ساختار فضایی سهند از منظر الگوی توزیع عملکردها چندان متناسب تحقق شکوفایی شهری نمی‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعیین پیشران‌های بازآفرینی فرهنگ- مبنا بافت تاریخی بوشهر مطالعه موردی: آیین خیامی</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_243998.html</link>
      <description>بافت تاریخی شهر بوشهر با وجود برخورداری از معماری منحصربه‌فرد و سرمایه‌های فرهنگی ارزشمند، با فرسایش کالبدی و رکود اجتماعی شدید مواجه است. در چنین شرایطی، ظرفیت آیین خیامی به‌عنوان یک میراث فرهنگی ناملموس می‌تواند محرک بازآفرینی این محدوده باشد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت‌بندی استراتژی‌های بازآفرینی فرهنگ ـ مبنا با تأکید بر ظرفیت‌های خیام خوانی انجام‌شده است. این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از حیث روش‌شناسی، در دسته پژوهش‌های آمیخته قرار می‌گیرد. ابتدا با مرور ادبیات موضوع، استراتژی‌های مرتبط با بازآفرینی فرهنگ-مبنا شناسایی شدند. سپس، استراتژی‌ها توسط خبرگان بومی اولویت‌بندی شدند. در ادامه، به کمک تکنیک تحلیل ساختاری اثرات متقابل میک مک (MICMAC)، میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری استراتژی‌ها بررسی شد و شناسایی پیشران‌ها بر این اساس انجام گرفت. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که سه استراتژی اصلی شامل: &amp;amp;laquo;توسعه رویدادهای فرهنگی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بازسازی و بهسازی بناهای تاریخی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;توسعه صنایع خلاق&amp;amp;raquo; دارای بیشترین میزان اثرگذاری بوده و به‌عنوان پیشران‌های کلیدی در بازآفرینی بافت تاریخی بوشهر مطرح‌اند. در نتیجه لازم است سرمایه‌گذاری‌ها و برنامه‌های اصلی با تمرکز بر این سه حوزه صورت گیرد. به‌موازات این اقدامات، مدیریت دقیق &amp;amp;laquo;تصویر ذهنی و برند سازی&amp;amp;raquo; ضروری است. سایر استراتژی‌ها در اولویت‌های بعدی قرار می‌گیرند و زمینه‌های اجرایی آن‌ها در پی تحقق پیشران‌ها محقق خواهد شد. بااین‌حال، تضمین پایداری پروژه در بلندمدت، نیازمند توجه ویژه به استراتژی &amp;amp;laquo;مشارکت اجتماعی و پیوند نهادها&amp;amp;raquo; است. به‌طورکلی، روش ارائه‌شده در این پژوهش می‌تواند به‌عنوان یک نقشه راه استراتژیک برای سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان شهری جهت احیای بافت تاریخی بوشهر به کار گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی راهکارهای نوین در جهت افزایش بهره‌وری زیرساخت‌های سیستم دوچرخه محور مطالعه موردی: سیستم هوشمند اشتراک دوچرخه (سهاد) شهر ارومیه</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_243999.html</link>
      <description>افزایش روزافزون خودروهای شخصی در شهر ارومیه موجب بروز مشکلاتی همچون آلودگی هوا، افزایش مصرف سوخت‌های فسیلی و کاهش تعاملات اجتماعی شده است. یکی از راهکارهای مؤثر برای کاهش این معضلات، توسعه سیستم‌های حمل‌ونقل غیر موتوری مانند دوچرخه‌سواری شهری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر بهره‌وری پروژه سهاد (سیستم هوشمند اشتراک دوچرخه) و ارائه راهکارهای بهبود عملکرد آن انجام‌شده است. در بخش نخست، میزان اهمیت امکانات دوچرخه‌سواری بین زنان و مردان و رابطه &amp;amp;laquo;نگرانی از تصادف&amp;amp;raquo; با &amp;amp;laquo;میزان استفاده از دوچرخه برای رفت‌وآمد&amp;amp;raquo; با بهره‌گیری از آزمون‌های آماری در SPSS تحلیل شد. در بخش دوم، شاخص‌های چیدمان فضایی محدوده پروژه با استفاده از نرم‌افزار DepthmapX ارزیابی گردید تا ظرفیت محورهای شهری برای توسعه مسیرهای دوچرخه‌سواری شناسایی شود. نتایج نشان داد که اهمیت امکانات دوچرخه‌سواری میان زنان و مردان تفاوت معناداری ندارد؛ بااین‌حال، زنان حساسیت بیشتری نسبت به کیفیت و ایمنی مسیرها دارند. همچنین بین نگرانی از تصادف و میزان استفاده از دوچرخه رابطه منفی مشاهده شد؛ به‌گونه‌ای که افزایش نگرانی از تصادف موجب کاهش تمایل به استفاده از دوچرخه می‌شود. افزون بر این، تحلیل چیدمان فضایی بیانگر آن است که برخی محورها از جمله کاشانی، شهید بهشتی و شهید سلیمانی پتانسیل مناسبی برای توسعه مسیرهای دوچرخه دارند. بر این اساس، سه محور جدید به محدوده اجرایی پروژه افزوده شد تا پیوستگی شبکه اشتراک دوچرخه ارتقا یابد. یافته‌های پژوهش می‌توانند در بهینه‌سازی زیرساخت‌های دوچرخه محور و ارتقای کارایی پروژه‌های اشتراک دوچرخه در شهرهای مشابه مؤثر باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل سازی و تحلیل پیامدهای سناریوهای شکوفایی شهری مطالعه موردی شهر کرج</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_195914.html</link>
      <description>سنجش اثرات سناریوها و پیشران ها بر شاخص های کلیدی شکوفایی شهری کرج یک گام اساسی در تبیین سنارویهای شکوفایی شهری کرج است. در این مرحله مشخص می شود هر سناریو و تک تک پیشران چگونه و تا چه اندازه بر شاخص های شکوفایی شهری اثر خواهد گذاشت. همچنین با استفاده از این روش امکان مدل سازی حالت های مختلف پیشرانها و پیامدهای این حالات بر شاخص های شکوفایی شهری وجود خواهد داشت. بر اساس نتایج روش دلفی و پرسشنامه 16  شاخص بعنوان شاخص های کلیدی شکوفایی شهری شناخته شده اند. که در قالب 6 بعد:1-آموزش و عدالت آموزشی 2-برابری جنسیتی 3-سلامت و امید وبه زندگی، 4-رضایت از شغل و درآمد، 5-دسترسی به انرژی و خدمات شهری و 6-دسترسی به فناوری، دسته بندی شدند.  پس از مشخص شدن ابعاد و شاخص های کلیدی، براساس نقشه سناختی فازی تاثیر گذاری سه عدم قطعیت بحرانی و چهار عامل از پیش معین بر شاخص ها و ابعاد کلیدی، با استافده از نرم افزار منتال مدللر مورد سنجش واقع شد. در جدول زیر ابعاد روش نقشه شناختی فازی و کدهای هر کدام نشان داده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی عوامل ارتقای رتبه کلانشهر تهران در رتبه‌بندی‌های جهانی</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_233447.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، رتبه‌بندی‌های جهانی شهرها به ابزاری کلیدی برای سنجش رقابت‌پذیری، جذب سرمایه‌گذاری و جایگاه بین‌المللی شهرها تبدیل شده‌اند. این رتبه‌بندی‌ها با تمرکز بر شاخص‌های مختلفی مانند کیفیت زندگی، پایداری، قدرت اقتصادی و نوآوری، شهرها را در چارچوبی مقایسه‌ای ارزیابی می‌کنند. مبانی نظری این پژوهش بر این اصل استوار است که حکمرانی کارآمد، اقتصاد پایدار، سرمایه انسانی و کیفیت زیرساخت‌های شهری از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر جایگاه شهرها در رتبه‌بندی‌های جهانی هستند.  در این راستا، پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل تطبیقی کیفی - کمی (QCA) به بررسی عوامل مؤثر بر جایگاه تهران در رتبه‌بندی‌های شاخص شهرهای جهانی GCI)) چشم‌انداز جهانی شهرها (GCO)، شاخص رقابت‌پذیری شهری جهان (GUCR) و شاخص زیست‌پذیری جهانی (GlI) پرداخته است. داده‌های این پژوهش از منابع معتبر بین‌المللی گردآوری شده و بر اساس روش مقایسه‌ای با شهرهای پیشرو تحلیل شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که تهران در شاخص‌های کلیدی مانند حکمرانی (00/0)، محیط‌زیست (167/0)، نوآوری (33/0) و رفاه فردی (31/0) عملکرد نامطلوبی دارد که منجر به رتبه 156 از 156 در GCO و 163 از 172 در GlI شده است. تحلیل QCA نشان داد که اقتصاد پایدار، نوآوری و زیرساخت‌های کارآمد عوامل کلیدی موفقیت در رقابت‌پذیری شهری هستند. در مقابل، ضعف در حکمرانی، سیاست‌های اقتصادی ناکارآمد و کیفیت پایین زندگی شهری، چالش‌های اصلی تهران در ارتقای جایگاه جهانی آن محسوب می‌شوند. براین‌اساس، بهبود وضعیت تهران در رتبه‌بندی‌های جهانی مستلزم اصلاحات اساسی در حکمرانی، توسعه اقتصاد دانش‌بنیان، بهبود زیرساخت‌ها و ارتقای کیفیت زندگی شهری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تاب‌آوری شهری در برابر مخاطرات طبیعی(مطالعه موردی: شهر لنگرود)</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_237012.html</link>
      <description>تاب‌آوری شهری به معنای توانایی شهرها در مواجهه با مخاطرات طبیعی و کاهش آسیب‌پذیری آن‌هاست. این ارزیابی نه تنها به بهبود کیفیت زندگی شهری کمک می‌کند، بلکه به توسعه پایدار و مدیریت بحران‌های احتمالی نیز می‌انجامد. افزایش رخدادهای زلزله، رانش زمین و سیلاب‌ها در مناطق مستعد خطر، نیاز به سنجش میزان تاب‌آوری شهری را بیش از پیش آشکار ساخته است. عدم هماهنگی نهادی، ضعف اقتصادی، نبود برنامه‌ریزی شهری مؤثر و چالش‌های زیرساختی عواملی هستند که سطح تاب‌آوری شهر را تحت تأثیر قرار می‌دهند. این پژوهش با هدف ارزیابی تاب‌آوری شهر لنگرود در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، زیرساختی، نهادی، برنامه‌ریزی و مدیریت شهری انجام شده تا بتوان پیشنهادهای عملی برای بهبود شرایط شهری ارائه داد. پژوهش حاضر از رویکرد توصیفی-تحلیلی بهره برده و با استفاده از پرسشنامه، آزمون‌های آماری (آزمون T، آزمون فریدمن) در SPSS و مدل‌سازی معادلات ساختاری در SmartPLS، وضعیت تاب‌آوری شهری را بررسی کرده است. تحلیل فضایی با GIS نیز برای شناسایی مناطق پرخطر و بررسی شیب و DEM شهر لنگرود به کار گرفته شده است. نتایج نشان می‌دهند که ابعاد زیرساختی و نهادی دارای پایداری بیشتری هستند، اما ابعاد اجتماعی و اقتصادی ضعف‌هایی دارند. اقتصاد محلی نسبتاً پایدار است، اما سایر شاخص‌های اقتصادی نیازمند تقویت هستند. این پژوهش بر ضرورت مقاوم‌سازی زیرساخت‌ها، بهبود تعاملات اجتماعی، توسعه برنامه‌های مدیریت بحران و تدوین سیاست‌های اقتصادی پایدار تأکید دارد تا تاب‌آوری شهر لنگرود در برابر مخاطرات طبیعی به‌طور مؤثرتری ارتقا یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گونه شناسی گذرهای تاریخی شیراز در راستای ارتقاء آسایش اقلیمی</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_240695.html</link>
      <description>در پی افزایش دمای محیطی و تشدید تنش‌های اقلیمی در فضاهای باز شهری، به‌ویژه در بافت‌های تاریخی، توجه به مقوله آسایش اقلیمی به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های کلیدی طراحی پایدار اهمیت فزاینده‌ای یافته است. گذرهای تاریخی، به‌عنوان ساختارهای اصلی حرکت و تعامل اجتماعی در شهرهای سنتی، به‌واسطه ویژگی‌های کالبدی خاص خود، در برابر تغییرات اقلیمی آسیب‌پذیرند. پژوهش حاضر با هدف گونه‌شناسی گذرهای تاریخی شهر شیراز و تحلیل تطبیقی آن‌ها از منظر آسایش اقلیمی صورت گرفته است. ابتدا با بررسی منابع نظری و اسناد معتبر، شاخص‌های مؤثر بر آسایش حرارتی در فضای باز استخراج شد. سپس با مطالعه میدانی، ۱۲ گذر منتخب از بافت تاریخی شیراز شناسایی و بر اساس جهت‌گیری، فرم فضایی و ویژگی‌های کالبدی در چهار گونه اصلی دسته‌بندی گردید. از هر گونه، یک نمونه گذر (سنگ سیاه، هفت‌پیچ، شازده منصور و امامزاده زنجیری) برای مدل‌سازی و شبیه‌سازی اقلیمی در نرم‌افزار ENVI-met انتخاب شد. پنج شاخص کلیدی شامل دمای بالقوه هوا، میانگین دمای تابشی، رطوبت نسبی، سرعت باد و شاخص UTCI در ساعت ۱۴ تابستان، در ارتفاع 4/1 متری، مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد گذر شازده منصور با برخورداری از فرم نیمه‌محصور، نسبت عرض به ارتفاع مناسب و حضور سایه‌بان‌ها و جریان مطلوب هوا، بهترین شرایط اقلیمی را داراست. در مقابل، گذر سنگ سیاه و امامزاده زنجیری به‌دلیل بازشدگی زیاد، فقدان عناصر سایه‌انداز و تهویه نامطلوب، ضعیف‌ترین وضعیت آسایش حرارتی را تجربه می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه و بررسی ارتقا کیفیت محیطی مسکن میان‌مرتبه با تأکید بر استفاده از نور طبیعی</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_241143.html</link>
      <description>طراحی مجتمع‌های مسکونی پرتراکم در شهرهای با اقلیم معتدل و مرطوب، مانند رشت، با چالش‌هایی مانند تأمین نور طبیعی کافی روبه‌رو است. کمبود نور طبیعی اثرات منفی بر سلامت روان و آسایش ساکنان دارد و می‌تواند منجر به کاهش تمرکز، افزایش استرس، و افت کیفیت آسایش بصری شود. این شرایط، که نور مصنوعی به‌تنهایی نمی‌تواند آن را جبران کند، نیازمند توجه ویژه در طراحی معماری است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر بهره‌گیری از نور طبیعی بر کیفیت زندگی در مجتمع‌های مسکونی پرتراکم و ارائه راهکارهای معماری برای بهبود سلامت و آسایش ساکنان انجام شد. همچنین، پژوهش به‌دنبال تحلیل ارتباط میان رضایت از نور طبیعی و ارتقای کیفیت زندگی بود. پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد کمی-کیفی است. داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و پرسشنامه جمع‌آوری شدند. جامعه آماری شامل ساکنان فاز 1 و 2 شهرک ابریشم رشت بود که با نمونه‌گیری تصادفی، 96 پرسشنامه تکمیل و با نرم‌افزار SPSS تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که رضایت از نور طبیعی با ضریب همبستگی R=0.71 رابطه قوی با کیفیت زندگی دارد. نور طبیعی با تنظیم ریتم شبانه‌روزی، کاهش استرس و تقویت سلامت روان، بهره‌وری ذهنی و آسایش ساکنان را بهبود می‌بخشد. طراحی پنجره‌ها با نسبت پنجره به دیوار متناسب و سایه‌بان‌های قابل‌تنظیم، نورگیری را در اقلیم ابری رشت بهینه می‌کند. این پژوهش چارچوبی برای طراحی معماری نورمحور ارائه می‌دهد که با بهره‌گیری از نور طبیعی، پایداری محیطی و کیفیت زندگی را در مجتمع‌های مسکونی پرتراکم ارتقا می‌دهد، و مبنایی برای توسعه راهکارهای عملی در طراحی سکونتگاه‌ها فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدیریت ریسک سیلاب و رواناب شهری در ایران: یک مرور نظام‌مند</title>
      <link>https://www.jscity.ir/article_244183.html</link>
      <description>افزایش شدت مخاطرات ناشی از سیلاب و رواناب شهری در ایران تحت تأثیر تغییر اقلیم و گسترش شهرنشینی، ضرورت بازنگری در رویکردهای مدیریت ریسک را دوچندان کرده است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف ارائه تصویری جامع از وضعیت دانش موجود، به مرور نظام‌مند مطالعات مرتبط با مدیریت ریسک سیلاب و رواناب شهری در ایران پرداخته است. این مطالعه با رویکردی آمیخته (کمی–کیفی) و بر اساس چارچوب PRISMA انجام شد و در نهایت 67 مطالعه منتخب از پایگاه‌های علمی داخلی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد که ادبیات موجود عمدتاً تحت سلطه رویکردهای فنی و مدل‌محور، به‌ویژه مدل‌های هیدرولوژیکی و هیدرولیکی و روش‌های پهنه‌بندی مبتنی بر GIS و تصمیم‌گیری چندمعیاره است. در مقابل، ابعاد اجتماعی، نهادی و اکولوژیکی ریسک سیلاب، از جمله آسیب‌پذیری و مواجهه، کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. همچنین، ناهمگونی در مقیاس‌های مطالعه، داده‌های ورودی و سطح اعتبارسنجی از ویژگی‌های بارز این حوزه است، به‌طوری‌که بخش قابل‌توجهی از مطالعات فاقد اعتبارسنجی مناسب بوده‌اند. اگرچه نشانه‌هایی از ورود رویکردهای نوین مانند یادگیری ماشین و راهکارهای مبتنی بر طبیعت مشاهده می‌شود، اما این رویکردها هنوز به‌صورت نظام‌مند در چارچوب‌های تحلیلی ادغام نشده‌اند. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که ادبیات مدیریت سیلاب شهری در ایران همچنان در چارچوب یک پارادایم مهندسی–فنی باقی مانده و نیازمند گذار به سمت رویکردهای یکپارچه، چندبعدی و بین‌رشته‌ای است که بتوانند مؤلفه‌های فیزیکی، اجتماعی و اکولوژیکی را به‌صورت هم‌زمان در تحلیل و مدیریت ریسک سیلاب شهری لحاظ کنند. این پژوهش از نظر نظری به توسعه چارچوب‌های یکپارچه در تحلیل ریسک سیلاب شهری کمک می‌کند و از نظر عملی می‌تواند مبنایی برای بهبود سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی شهری در جهت افزایش تاب‌آوری در برابر سیلاب باشد.

.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
